معنی حکایت علم و عمل فارسی ششم (درس چهارم)

لغات حکایت علم و عمل

 

معنی حکایت علم و عمل فارسی ششم (درس چهارم)

📚 معنی درس حکایت علم و عمل فارسی ششم
🔴 درس چهارم : صفحه 36

Ⓜ️معنی علم و عمل ششم

ad

 

دو کس رنج بیهوده بردند و سعی بی فایده کردند :
معنی» دو گروه از انسان ها هستند که بی فایده سعی و تلاش می کنند

یکی آن که اندوخت و نخورد، و دیگر آن که آموخت و نکرد :
معنی» یک گروه آن های هستند که مال و ثروت جمع آوری می کنند و از آن استفاده نمی کنند و گروه دیگر کسانی هستند که علم و دانش را فرامی‌گیرند ولی به آن عمل نمی کنند .

علم، چندان که بیشتر خوانی چون عمل در تو نیست، نادانی
معنی» هر چه قدر بیشتر علم را فرابگیری چنانچه به آن عمل نکنی نادان هستی

نه محقّق بود، نه دانشمند چارپایی، بر او کتابی چند
معنی» اگر بر پشت چهار پایی باری از کتاب هم باشد او پژوهشگر و یا دانشمند نمی شود

آن تهی مغز را چه علم و چه خبر که بر او هیزم است یا دفتر
معنی» آن حیوان چهارپا آگاهی و خبری ندارد که آنچه که بر پشت اوست هیزم است یا دفتر و کتاب

از نظر سعدی دانشمند واقعی کیست؟ کسی که به آموخته های خود عمل کند

 

Ⓜ️ معنی کلمات علم و عمل فارسی ششم

بیهوده : بی فایده
سعی : تلاش
محقّق : پژوهشگر – تحقیق کننده
چارپا : هر حیوانی که چهار دست و پا داشته باشد مانند اسب و گاو
تهی مغز : بی خرد – نادان – جاهل – بی عقل