معنی درس هوشیاری فارسی ششم (درس سوم )

لغات درس هوشیاری فارسی ششم

 

معنی درس هوشیاری فارسی ششم (درس سوم )

📚 معنی هوشیاری فارسی ششم
🔴 درس اول : صفحه 25 – 26 – 27 – 28

 

Ⓜ️  واژگان هوشیاری ششم

پیوسته: همیشه
می پیمود: راه را طی می کرد
قصد: تصمیم، منظور، نیّت )
به قصدِ: به منظور( دامان: دامنه
کمند: طناب، بند، ریسمان
تَرک: جایی در پُشت زینِ اسب
باز: پرندهای شکاری با چنگالهایِ قوی و منقاری کوتاه و محکم

آزرده خاطر: رنجیده، دلتنگ، ناراحت
به یک پرواز: با یک بار پرواز کردن
رکاب دار: پیاده ای که همراهِ سوار، راه می رود.
فرود: پایین
بیدرنگ: تُند، فوری، بی توقّف
اتفاقاً: از قضا، ناگهان

مَجال: فرصت
مَلِک: پادشاه
مَنبع: سرچشمه، جای بیرون آمدن
تاخت: اسب را به حرکت درآورد
مخلوط: در هم آمیخته، آمیخته شده، درهم شده
در پیِ: به دنبال

سراسیمه: آشفته، با عجله، سرگردان
باد به گردِ اون می رسید: به کنایه بسیار تُند و سریع حرکت می کرد.
عَرض: گفتن، بیان کردن ( به عرض رسانید: به پادشاه گفت.)

چیره: پیروز
آهِ سرد: آه و نالهای از سرِ ناامیدی و اندوه
مَرکب: آن چه بر آن سوار شوند، مثل اسب
بیجان کردم: کُشتم

مترادف و هم خانواده درس هوشیاری فارسی ششم 

هلاک: مُهلِک، مَهلَکه، هلاکت
ظرف: ظروف
لطف: لطیف، لطیفه، الطاف
قصد: مقصد، قاصد، مقاصد، مقصود
امثال: مَثَل، مثال، مِثل
معلوم: علم، عالم، علیم، معلم

متضاد و مخالف درس هوشیاری فارسی ششم ابتدایی

بالا پایین
مالامال خالی
بی درنگ درنگ، با تاخیر
ملال انبساط

معنی درس سوم فارسی ششم

صواب نادرست
هلاک آباد کردن
اندک زیاد، فراوان
زلال کِدِر، تار و تیره